ذبيح الله صفا
802
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
خويش بعد ازين واقعه شرح مستوفائى در كيفيت زهد و تهجّد و اعراض از امور دنيوى ، درحالىكه هنوز در اردوى « خان » بسر مىبرده است ، مىدهد ولى مىدانيم كه تا سال 685 كه بر اثر بيمارى از اردوى ارغون رهسپار سمنان شده بود ، هنوز رسما مشاغل دربارى را رها نكرده بود . فصيح خوافى نيز تاريخ خروج علاء الدوله را از اردو و بازگشت او را بسمنان در ذيل وقايع همين سال نوشته است . علاء الدوله پس از بازگشت بسمنان بجدّ در كار تكميل تحصيلات و اطلاعات خود ايستاد و مخصوصا بفقه و حديث و علوم ادبى توجه كرد و در همان حال از پيمودن مراحل سلوك غافل نماند چنان كه غلامان و كنيزكان خود را آزاد ساخت و حقوقى را كه از ديگران بر عهدهء وى بود بتمامى ادا كرد و اموال خود را وقف نمود و خانقاه سكّاكيّه را كه منسوب به شيخ حسن سكّاك سمنانى از مشايخ قرن پنجم و ششم هجرى بود تعمير و مرمّت كرد و در آن « اربعينات » برآورد . بعد ازين احوالست كه علاء الدوله در آرزوى تشرّف به خدمت شيخ نور الدّين عبد الرّحمن اسفراينى راه بغداد پيش گرفت و در سال 687 يعنى در بيست و هشت سالگى ، بعد از كسب اجازه از ايلخان بدان شهر رفت و دست ارادت بمطلوب خود داد و سپس از آنجا براى گزاردن حجّ بمكّه شتافت و اين نخستين حجّ او بود و بعد از آن نيز چندبار ديگر اين زيارت را تجديد كرد . اين مطالب همگى بتفصيل در آثار شيخ از قبيل « العروة » و « سلوة العاشقين » نقل شده است . در ديوان شيخ دو قصيده بمطلع ذيل مىبينيم : اين منم وين حضرت پيغمبر ما مصطفاست * وين منم وين حجرهء خاص نبى الانبياست ؟ * مصطفى ، ما رو بسوى حضرتت آوردهايم * ترك خان و مان و ياران و عزيزان كردهايم و بايد قاعدة اين اشعار را مقارن همين اوقات در مكّه و مدينه ساخته باشد . شيخ در بازگشت از سفر حجّ باز به خدمت مراد خود عبد الرّحمن اسفراينى پيوست و به مجاهدت